«صفرعلی رضایی» تنها شهید خراسان جنوبی در عملیات «مرصاد»
شهید «صفرعلی رضایی» در روستای نوگیدر شهرستان بیرجند دیده به جهان گشود و پس از هشت سال خدمت و دفاع به تاریخ ۱۳۶۷/۵/۶ در تپههای حسنآباد اسلامآباد غرب به دست منافقین و مزدوران ضد وطن به شهادت رسید.
به گزارش روابط عمومی سازمان همیاری شهرداری های خراسان جنوبی، شهید «صفرعلی رضایی» در روستای نوگیدر شهرستان بیرجند دیده به جهان گشود، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رسانید و سپس برای ادامه تحصیل به بیرجند آمد، سال آخر دبیرستان بود که مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی اوج گرفت، وی از جمله کسانی بود که در تظاهرات و راهپیماییها شرکت فعال داشت.
در خاتمه دوران سربازی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و با شروع جنگ تحمیلی در جبهه حضور فعال داشت و در عملیاتهای مختلف از جمله والفجر مقدماتی، والفجر ۱، کربلای ۵ و ۱۰ شرکت نمود.
در عملیات والفجر ۹ از ناحیه دست مجروح شد و مدتی معاون گردان امام علی (ع) بود، با اینکه بیشتر اوقات از خانه و خانوادهاش دور بود سعی میکرد که همسر و فرزندانش را از خود راضی نگه دارد و لحظهای از یاد خانوادهاش غافل نمیشد و همواره به همسرش برای تربیت فرزندان تأکید داشت.
وقتی خبر پذیرش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به گوش صفرعلی رضایی رسید بیتاب شد و در اندوه عقب ماندن از قافله یارانش گریست، اما این آخر راه نبود، چندی نگذشت که منافقین وطن فروش با طمع خام نفوذ به میهن از مرزهای غربی وارد کشور شدند و عملیات «مرصاد» آغاز و «صفرعلی» نیز در این عملیات شرکت کرد و مردانه جنگید.
«صفرعلی رضایی» پس از هشت سال خدمت و دفاع به تاریخ ۱۳۶۷/۵/۶ در تپههای حسنآباد اسلامآباد غرب به دست منافقین و مزدوران ضد وطن، هدف رگبار مسلسل قرار گرفت و سرانجام پس از رشادتهای فراوان در عملیات «مرصاد» توسط منافقین کوردل به شهادت رسید.
شهید «صفرعلی رضایی» پیش از عملیات «مرصاد» که در آن به شهادت رسید، یک شب خواب دیده بود که کسانی آمدهاند و اسامی برخی از رزمندگان را در لیستی ثبت میکنند و از جمله اینکه نام ایشان هم در آن لیست نوشته شده بود. هنگامی که علت را پرسیده بود گفته بودند: مأموریت داریم که نام شما را در این لیست بنویسیم!
به هر حال صبح آن روز با همرزمان و دوستان خود، خداحافظی ویژهای کرده بود و از آنها حلالیت طلبیده و گفته بود: بدین ترتیب من مطمئنم که به شهادت میرسم. به هنگام تشرف به عملیات «مرصاد» خود را کاملا آراسته بود و سر و دست خود را حنا کرده و بسیار خوشحال بود و در همان عملیات به شهادت رسید.